عصر جُمعه،
در ایوان ایستادهام
بیتو...
برای فوتوهایکو
چهارشنبه 17 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
در نیمروز روشن،
چرا دور ایستادهای؟
مُرغ تنها!
برای فوتوهایکو
چهارشنبه 10 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
یك مینیبوس
از تو
برای دلتنگی امروزم
كافیست.
برای جمعنوشت
جُمعه 12 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
همدمی ندارد،
مگر سایهی خود...
پروانهی کوچک!
برای فوتوهایکو
جُمعه 4 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
- چی میل دارین قُربان؟
- یه پُرس آرامبخش
- نوشابه چی؟ سیاه یا زرد؟
- آبی... آبیآسمونی
برای جمعنوشت
شنبه 28 مه 2006
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
"باران بیاید،
تنها میمانم."
«نیمکت میگوید»
برای فوتوهایکو
جُمعه 29 اُردیبهشت 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
خیس باران،
در انتظار ما بود؛
نیمکت!
برای فوتوهایکو
جُمعه 29 اُردیبهشت 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|