چای...
تلــــخ،
اُتاق...
تاریک؛
فصل تلخ سفر:
نزدیک...
برای جمعنوشت
سهشنبه 6 تیر 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
باران میبارد
شُکوفههای گیلاس
میخندند
برای فوتوهایکو
یکشنبه 28 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
شُکوفههای سپید،
بامداد بهاری؛
بوسههای خُنک!
برای فوتوهایکو
یکشنبه 28 خُرداد
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
انتشار الکترونیکی شش قطعهی:
تأخیر
نگاتیوهای فراموششده
یادهای ملایم
بیستسال بعد
قایمموشک
بدرقه
در پایگاه ادبیهُنری خزه.
خزه
یکشنبه 28 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
کورهراه زمستانی
در انتظار
قدمهای تو...
برای فوتوهایکو
چهارشنبه 24 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
عصر جُمعه،
در ایوان ایستادهام
بیتو...
برای فوتوهایکو
چهارشنبه 17 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
در نیمروز روشن،
چرا دور ایستادهای؟
مُرغ تنها!
برای فوتوهایکو
چهارشنبه 10 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
یك مینیبوس
از تو
برای دلتنگی امروزم
كافیست.
برای جمعنوشت
جُمعه 12 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
همدمی ندارد،
مگر سایهی خود...
پروانهی کوچک!
برای فوتوهایکو
جُمعه 4 خُرداد 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
- چی میل دارین قُربان؟
- یه پُرس آرامبخش
- نوشابه چی؟ سیاه یا زرد؟
- آبی... آبیآسمونی
برای جمعنوشت
شنبه 28 مه 2006
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
"باران بیاید،
تنها میمانم."
«نیمکت میگوید»
برای فوتوهایکو
جُمعه 29 اُردیبهشت 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
خیس باران،
در انتظار ما بود؛
نیمکت!
برای فوتوهایکو
جُمعه 29 اُردیبهشت 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
پُشت برگها بُرو!
حالا که از آن من نیستی،
ماه!
برای فوتوهایکو
جُمعه 22 اُردیبهشت 1385
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
دیروز
يکنفر
از تنهايی
مُرد
برای جمعنوشت
دوشنبه 2 مه 2006
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|
ردّ اندامت
روی تنم
ماندهست
برای جمعنوشت
یکشنبه 3 آوریل 2006
+ نوشته شده در ساعت   توسط پژمانالماسینیا
|